بـــهارم ... دلگیر تر از پاییز

آدمیست دیگر! یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد،دوست دارد خودش را بردارد بریزد دور

 

 زهره عزیزم

 پیشاپیش سالروز میلادت رو بهت تبریک میگم..

همیشه موفق و سربلندو پیروز باشی و

در پناه خدا...

  

سال نو پیشاپیش مبارکــــــ

[ ۱۳٩٠/۱٢/٢٢ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ] [ بــــــهار ] [ ♥دوستـانه () ]


E3

هوس کرده ام که تو باشی....


من باشم و هیچکس نباشد....


آنگاه داغ ترین آغوشها را از تنت

 

و شیرین ترین بوسه ها را از لبانت

 

بیرون میکشیدم


به تلافی تمام روزهایی
که میخواهمت و نیستی....


مخاطب خاص

 

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٩ ] [ ٥:۳٧ ‎ب.ظ ] [ بــــــهار ] [ ♥دوستـانه () ]


E2

باد آورده را باد میبـرد ...



قبول...!



اما تویی که با پاهای خودت آمده بودی..!



چــرا...؟؟


 

چه بغض عجیبی..

 

گلویم را

 

 تا نزدیکی های گوشم میفشارد..

 

می بینی؟؟

 

مسیر انگشتان توست..

 

و من

 

چانه ام را قفل میکنم با دندان هایی فشرده

 

نه اینکه فکر کنی گریه ام گرفته است..

 

نه...

 

 شاید چون لمس استخوان های فکم را دوست میداشتی

" چرت و پرت بهــار"

مخاطب خاص

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٦ ] [ ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ ] [ بــــــهار ] [ ♥دوستـانه () ]


E1

گاهی آدم احتیاج داره

 

 یکی بیاد بزنه رو شونه ش و بگه :

هی رفیـق!


از چیزی ناراحتی؟



اونوقت برگردی بگی:



آره رفیق،ازهـمه چـی ...!

 

 


تو دروغگو نیستی من حواسم پرت است...

 

گفته بودی دوستم داری بی اندازه...

 

خوب که فکر می کنم تازه می فهمم

 

 بی اندازه یعنی چه!!

 

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱۳ ] [ ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ ] [ بــــــهار ] [ ♥دوستـانه () ]


 

رفته ای



و من هر روز به موریانه هایی فکر می کنم



که آهسته و آرام گوشه های خیالَم را می جوند



تا بی " خیال " نشده ام



برگرد . . .

 

 

کاش بندر بودم

 

تا کنارم پهلو میگرفتی

 

طوفانی ام...

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱۱ ] [ ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ ] [ بــــــهار ] [ ♥دوستـانه () ]


 

اتفاق نبود ....

آنچه افتاد..

 

من بودم

 

سقـــوط آزادی داشتم

 

از چــشمانت....

 

 

حال و روز عجیبی دارم..

 

همیشه بر سر دو راهیم..

 

یک راه به تو می رسد

 

و یک راه به تنهــائـــی

 

همیشه تو را بر می گزینم و

 

 میرسم به تنهائی! ... 

 

[ ۱۳٩٠/۱٢/۸ ] [ ۳:٤۱ ‎ب.ظ ] [ بــــــهار ] [ ♥دوستـانه () ]


 

 

اگر گناه وزن داشت

هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد

خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند

و من شاید کمر شکسته ترین بودم

 

 

اگرعشق نبود

به کدامین بهانه میگریستیم و میخندیدیم؟

کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟

و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟

آری... بی گمان، پیش از اینها مرده بودیم ...

اگر عشق نبود

 

 

اگر خداوند یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد

من بی گمان

یکبار دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز

هرگز ندیدن مرا

آنگاه نمیدانم

به راستی خداوند، کدامیک را می پذیرفت؟

[ ۱۳٩٠/۱٢/٥ ] [ ٦:٠٠ ‎ب.ظ ] [ بــــــهار ] [ ♥دوستـانه () ]


 

بد دردیـسـت بی کـسـی ...



تا می آ یی درد و دل کنـی...



کسـی نیسـت...!



 می آیی حـرف بـزنی...



کسـی نیسـت...!




 می آیی عـشـق بورزی...



کسـی نیسـت...!



خـدایا این آغاز هـمان داستانی سـت...



که همیشـه جـز تو



کسـی نیسـت..؟؟!!

[ ۱۳٩٠/۱٢/۳ ] [ ۳:۳٥ ‎ب.ظ ] [ بــــــهار ] [ ♥دوستـانه () ]


 

همیـشه میگفتـی :



مـن ، یه تار مُوی تو را به هیچ کَس نمیـدهم!



اینقدر تار های مویِ من را ...



به این و آن دادی تا کَچَــــل شدم !



حــالا برو دســت از سر کچلم بردار..

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱ ] [ ۱:٢٢ ‎ب.ظ ] [ بــــــهار ] [ ♥دوستـانه () ]